یا قمر بنی هاشم علیه السلام . . . !

 


 

هُو میکنند مرا که زمین خورده ام حسین

با من بگو که آبرویت برده ام حسین ؟؟؟؟


سوگند به موی مادرمان فاطمه نشد

شرمنده ام که آب نیاورده ام حسین


از ضربه ی عمود نشستم زپا  ببین

مجروح تیغ گشتم و آزرده ام حسین


هرکس که داشت در دل خود بغض مادرت

با چکمه اش لگد زده بر گُرده ام حسین


لطفی کن و مرا به سوی خیمه ها مبر

خجلت زده ز غنچه ی پژمرده ام حسین


این مشک پاره پاره ی من میدهد گواه

این لحظه های آخری افسرده ام حسین


جان میدهم به پای تو اما به هلهله

هُو میکنند مرا که زمین خورده ام حسین

 

 



 

 

آب‏رسانی


روز هفتم محرم، سه روز پیش از شهادت امام، عبیداللّه به عمر سعد نگاشت: «...به هوش باش! وقتی نامه‏ام به دستت رسید، به حسین(علیه‏السلام) سخت بگیر و اجازه نده از آب فرات حتی قطره‏ای بنوشد و با آنان همان کاری را بکن که آنان با بنده پرهیزگار خدا عثمان بن عفان کردند. والسلام.» (1)
امام، حضرت عباس(علیه‏السلام) را فرا خواند و سی سوار را به اضافه بیست پیاده با او همراه کرد تا بیست مشکی را که همراه داشتند، پر از آب نمایند و به اردوگاه امام بیاورند. پانصد سواره‏نظام دشمن در کرانه فرات استقرار یافته و مانع برداشتن آب شدند. حضرت عباس(علیه‏السلام) به مبارزه با نگاهبانان فرات پرداخت و افراد پیاده، مشک‏ها را پر کردند. وقتی همه مشک‏ها پر شد، حضرت عباس(علیه‏السلام) دستور بازگشت به اردوگاه را داد و محاصره دشمن را شکسته و توانست آب را به اردوگاه برساند. (2)

از آن پس حضرت عباس(علیه‏السلام) به «سقّا» مشهور شد.3 یکی از شعارهای بنی‏امیه در مقابله اهل‏بیت(علیهم‏السلام)خونخواهی عثمان بوده است. اما ادعای عبیداللّه در این نامه افترایی بیش نیست؛ زیرا امام علی(علیه‏السلام) و فرزندان او آب را بر عثمان نبستند و این قاتلین عثمان بودند که برای بیرون کشیدن او از خانه‏اش آب را به خانه او بستند و در واقع این امیرمؤمنان(علیه‏السلام)بود که در اعتراض به این حرکت، به امام حسین(علیه‏السلام) دستور داد تا به او و خانواده‏اش آب برساند. (4)

 


نمایندگی و سخنگویی از جانب امام


شب عاشورا یا تاسوعا عمر سعد در برابر لشکر خود ایستاد و فریاد کشید: «ای لشکریان خدا! سوار مرکب‏هایتان شوید و مژده بهشت گیرید». امام حسین(علیه‏السلام)جلوی خیمه‏ها بر شمشیر خود تکیه کرده بود. حضرت عباس(علیه‏السلام) با شنیدن سر و صدای لشکر دشمن، نزد امام آمد و عرض کرد: «لشکر حمله کرده است». امام حسین(علیه‏السلام)برخاست و به او فرمود: 
«عباس! جانم به فدایت. سوار شو و نزد آنان برو و اگر توانستی، [حمله] آنان را تا فردا به تأخیر بینداز و امشب آنان را از ما بازدار تا شبی را برای پروردگارمان به نماز بایستیم و او را بخوانیم و از او طلب آمرزش نماییم که او می‏داند من به نماز عشق می‏ورزم و خواندن قرآن و دعای بسیار و طلب بخشایش را دوست می‏دارم». حضرت عباس(علیه‏السلام) به سوی لشکرگاه دشمن رفت و موفق شد جنگ را به تأخیر بیندازد. (5)

 

1ـ نهایة الارب، ج20، ص427؛ بغیة‏الطلب، ج6، ص262.
2ـ تاریخ‏الطبری، ج5، ص412؛ نفس‏المهموم، ص214؛ الکامل‏فی‏التاریخ، ج3، ص283؛ تذکرة الخواص، ص248؛ اعیان‏الشیعه، ج7، ص43؛ مقاتل‏الطالبیین، ص78.
3ـ تسلیة‏المجالس، ج2، ص264؛ الثقات، ج1، ص559؛ السیرة النبویة، ج1، ص559؛ بحارالانوار، ج44، ص378 ؛ مُثیر الاحزان، ص51.
4ـ مروج‏الذهب، ج2، ص701.
5ـ الإرشاد، ج2، ص92؛ مناقب آل‏ابی‏طالب، ج4، ص98؛ بحارالأنوار، ج44، ص391؛ تاریخ الطبری، ج5، ص416؛ اعیان الشیعة، ج7، ص430؛ تجارب الامم، ج2، ص68.

 



 

امیر علقمه از صدر زین به زیر  افتاد
 میان لشگری از تیغ و نیزه گیر افتاد
 
 دو دست زخمی او ماند و طعنه ی تکبیر
 به یاد مـنزلت آیـه ی غـدیر افـتـاد...
 
 چقدر شدّت ضرب عمود سنگین بود!
 دوبــاره چند تــرک بر دل کویــر افتاد...
 
 نگاه خسته و شرمنده اش به آقا گفت:
 ببخش‎‏، مشک حرم بین این مسیر افتاد !
 
 چگونـه پیکر او را بـه خـیـمه ها ببرد؟
 حسین گریه کنان فکر یک حصیر افتاد . . . !


 



 

اگر بنا شد فدا شوم، فدای کسی خواهم شد که بهترین فدایی حسین علیه‏السلام بود. فدای دستانی که علمدار بود. فدای چشمانی که نگهبانی کرد. فدای نگاه باحیایی که همیشه بر پای حسین علیه‏السلام بوسه می‏زد. فدای قامت رعنایی که امید زینب بود. فدای عباسی که رافع عطش کودکان بود. فدای سری که در هوای علی علیه‏السلام دو نیمه شد.

فدای غلامی که از روی ادب، بیرون از خانه شهیدان روی خاک افتاد. فدای بدنی که قبل از شهادت با آب مشک غسل داده شد. فدای چهره‏ای که مایه نشاط حسین بود. فدای غیرتی که برقش تمام دل‏های تاریک را روشن کرده است. فدای عباسی که اربابش حسین علیه‏السلام به او گفت: «بنفسی أنت یا أخی؛ فدایت شوم برادرم».



 

سلام امام زمان علیه‏السلام بر عباس علیه‏السلام

در زیارت‏نامه منسوب به حضرت ولی عصر،ارواحنافداه، مشهور به «زیارت ناحیه» می‏خوانیم:

«سلام بر عباس فرزند امیرمؤمنان علیه‏السلام ، که جانش را در راه مواسات با برادرش تقدیم نمود و دنیایش را در راه تحصیل آخرت صرف کرد و جانش را برای حفاظت از برادرش قربانی فرمود».

«مواسی» یکی از القاب دیگر حضرت ابوالفضل علیه‏السلام است. او از همه‏چیز دل بریده بود و تنها به حسین علیه‏السلام دل بسته بود و همه هستی خویش را نثار او نمود. هم‏یاری، برادری و پیوند پرمحبت و تنگاتنگ او با امام حسین علیه‏السلام ، همچون هم‏یاری و پیوند عاشق حقیقی به معشوق بود.

 

ماه منیر حسین علیه‏السلام

سخنان جان‏سوز امام حسین علیه‏السلام پس از شهادت عباس علیه‏السلام ، مقام ارجمند وی را به تصویر می‏کشد:

«برادرم، ای نورچشمان و ای پاره‏تنم، تو برای من ستونی استوار و قابل اعتماد بودی. ای برادر، تو خالصانه جنگیدی تا از پیمانه‏ای که در آن رحیق‏بهشتی است، سیراب شدی. ای ماه منیرم! تو در تمام مصیبت‏ها و سختی‏ها مددکار من بودی. بعد از تو زندگی بر ما سخت و تلخ است. فردا من و تو در کنار هم خواهیم بود. آگاه باش که به خدا شکایت، و برای او صبر می‏کنم و از تشنگی و سختی‏هایی که متحمّل شدم به او پناه می‏برم».


 



 

مطیع و پشتیبان ولایت

عباس علیه‏السلام الگوی بسیار گویای اطاعت از ولایت و امانت به‏شمار می‏رود. قهرمانی او و دیگر برادران مادری‏اش را نباید تنها در محدوده تنگ اطاعت و حمایت از برادر محدود کنیم. جانبازی و فداکاری عباس علیه‏السلام به پاس حمایت از ولایت و امام‏زمان خویش صورت گرفته است.

به همین دلیل وی را «ظَهْرُالولایة (=پشتیبان ولایت)» لقب داده بودند. او پشت و پناه ولایت‏امر بود و تا آخرین حدّ توان از او و آرمان‏هایش پشتیبانی نمود. ازاین‏رو وقتی امام حسین علیه‏السلام در آخرین لحظات عمر بر بالین او آمد، فرمود: «به خدا قسم اکنون کمرم شکست...».

 

شیر بیشه شجاعت

گاهی ابوالفضل‏العباس علیه‏السلام را «ضَیْغَم» و گاهی «ضَرغام» که هر دو به معنی شیر است می‏خواندند؛ چراکه او نیز همچون پدرش، حیدر کرّار علیه‏السلام ، در میدان رزم با دشمن چون شیری نیرومند بود که به گله روبهان حمله می‏کرد و در حمله‏های حیدری خود دشمنان را یکی پس از دیگری به خاک مذلّت می‏افکند.

یکی از معانی واژه عباس نیز شیر ژیان می‏باشد. عباس علیه‏السلام شیر بیشه کربلا بود و تا هنگامی که او پشت‏وپناه حسین علیه‏السلام و اهل حرم او بود، کسی را یارای نزدیک شدن بدیشان نبود. شجاعت و شهامت وی دوست و دشمن را به حیرت و تحسین وا می‏داشت.

 



 

شش مقام برای حضرت عباس علیه‏السلام در کلام امام هادی علیه‏السلام

در بخشی از زیارت ناحیه مقدسه امام هادی علیه‏السلام از زبان آن حضرت چنین می‏خوانیم: «سلام بر ابوالفضل‏العباس، پسر امیرالمؤمنین؛ آن‏که با کمال مواسات و ایثار و برادری، جانش را نثار برادرش حسین علیه‏السلام کرد؛ آن‏که دنیا را وسیله آخرت قرار داد؛ آن‏که خود را فداکارانه فدای برادر نمود؛ آن‏که نگهبان دین و سپاه حسین علیه‏السلام بود؛ آن‏که تلاش بسیار برای آب‏رسانی به لب تشنگان نمود؛ آن‏که دو دستش در راه خدا قطع شد».

 


مجمع خوبی و لطف

حضرت عباس علیه‏السلام القاب فراوانی دارد، تا آن‏جا که علامّه مامقانی در تنقیح‏المقال می‏نویسد: «برای حضرت عباس علیه‏السلام شانزده لقب برشمرده‏اند».

قمربنی‏هاشم، باب‏الحوائج، الشهید، عبدصالح، سَقّاء، ساقی، المستجار (= پشت و پناه)، سپهدار، علمدار، ضَیغَم (= شیر) و ظَهْرُالولایة (= پشتیبان ولایت)، برخی از القاب حضرت ابوالفضل علیه‏السلام است.

 



 

همسر و فرزندان قمر بنی هاشم علیه‏السلام

بانوی‏حرم حضرت عباس علیه‏السلام «لبابه» دختر عبیداللّه‏ بن عباس می‏باشد. لبابه از بانوان ارجمند، و پدرش پسرعموی پیامبر گرامی‏اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بود. قمر بنی‏هاشم علیه‏السلام از لبابه صاحب دو فرزند به نام‏های فضل و عُبیداللّه‏ شد و ذریّه حضرت از جانب عبیداللّه‏ ادامه یافت. در طول تاریخ از این نسل رادمردانی بزرگ و عالمان و فقیهانی برجسته به وجود آمدند. از جمله آنهاست: ابویعلی حمزة بن قاسم که نوه حضرت عباس در نسل پنجم است و در نزدیک حلّه دارای گنبد و بارگاه است.

 


مظهر شجاعت

حضرت عباس علیه‏السلام فرزند رشید اسداللّه‏الغالب، امیرمؤمنان علیه‏السلام بود و همچون پدرش شیر بیشه شجاعت و رشادت بود. در جنگ صفین، در حالی که نوجوانی بیش نبود، یکی از سرداران شجاع سپاه معاویه به نام ابن‏الشعثاء و هفت پسرش را به هلاکت رساند به طوری که حاضران از شجاعتش متحیّر شدند.

در این هنگام علی علیه‏السلام از او خواست که از نبرد دست بردارد و او نیز با فروتنی‏تمام بازگشت و امیرالمؤمنین علیه‏السلام نقاب از چهره‏اش برگرفت و بین دوچشمانش را بوسید. حاضران با دیدن چهره او، که تا آن ساعت به صورت ناشناس مشغول جنگ بود، فهمیدند که این دلاور کسی نیست جز عباس بن علی علیه‏السلام .

 



آخرين مطالب

» لطفی کن و مرا به سوی خیمه ها مبر . . . ! ( یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱ )
» حضرت سقا (ع) در حماسه ی عاشورا - 01 ( سه‌شنبه ٢۸ آذر ۱۳٩۱ )
» امیر علقمه از صدر زین به زیر افتاد . . . ! ( چهارشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩۱ )
» فدای عباس . . . ! ( شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۱ )
» شناسنامه حضرت عباس علیه السلام - 12 ( جمعه ٢٦ خرداد ۱۳٩۱ )
» شناسنامه حضرت عباس علیه السلام - 11 ( دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ )
» شناسنامه حضرت عباس علیه السلام - 10 ( دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱ )
» شناسنامه حضرت عباس علیه السلام - 09 ( چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠ )
» شناسنامه حضرت عباس علیه السلام - 08 ( سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠ )
» شناسنامه حضرت عباس علیه السلام - 07 ( جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ )
 
ADS

آمار بازيد

درباره ما